مجتبى ملكى اصفهانى

354

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

مثلا هرگاه انسان يقين به طهارت آبى داشته باشد و سپس شك كند در نجس شدن آن آب ، پاك بودن آن را استصحاب مىكند و آثار آب پاك را برآن مترتب مىكند . اكنون اگر با اين آب ، لباس نجسى را آب كشيد ، دو استصحاب موجود است . 1 - استصحاب طهارت آب . 2 - استصحاب بقاى نجاست لباس . ولى با اجراى استصحاب در آب مشكوك ( استصحاب سببى ) نوبت به اجراى استصحاب نجاست لباس ( استصحاب مسببى ) نمىرسد . زيرا موضوع استصحاب دوم ، يعنى شك در نجاست لباس ، با اجراى استصحاب اول كه موجب حكم شرعى به طهارت آب شده بود ، منتفى مىشود . شك طارى شك در بقاى موضوع يا حكم را بعد از علم به آن موضوع يا حكم ، شك طارى گويند . مثلا : قبلا نفقه‌ى پدر بر فرزند واجب بود ، اكنون شك دارد كه آيا با گذشت چند سال ، باز هم نفقه‌ى پدر بر او واجب است يا نه ؟ و يا اينكه : قبلا اين آب پاك بود ، اكنون شك دارد كه آيا هنوز هم اين آب پاك است يا نه ؟ در هر دو مثال ، شك را « طارى » گويند . شك مسببى به عنوان « شك سببى » رجوع شود .